تبليغاتX
ستاره قطبی



بیا ارمیای نبی ، ... عکس را هم برداشتم !

این آرمیتای خاطی را امیدی به " بهشت"  هست ؟؟!

    

    

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 20:34  توسط ستاره قطبی  | 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 19:46  توسط ستاره قطبی 

    دلم برایش می سوزد ، حالش خیلی بد است ، سینه پهلو کرده است ، مادام سرفه می کند ، به سختی حرف می زند ،نوازشش می کنم ،قربان صدقه می روم ، قول می دهم قالب نو برایش بخرم ، فایده ندارد ، دلش شکسته است  ، دیگر هیچ سخن زیبایی از آن دل صافش تراوش نمی شود .  نصیحتش می کنم ، می گویم مدتی استراحت کند ، دیگر ننویسد ، دست به تایپ نبرد ، اصلا بگذارد آبها از آسیاب بیافتند ، رفیقان قدیمی پراکنده شوند ، دوباره  برای عده ای مخفی بماند ........

     کار از استراحت گذشته است ، سرفه می کند و مادام به مرگ فکر می کند ، می گوید این وداع مرگ من است ! ، می گوید زیبایی قطب به سکوتش بود و تنهائیش ، همه می آیند و فتح می کنند و با خوشحالی می روند ، دیگر اینجا نه امن است ، نه ساکت . همه در حال رصد اند ، با دوربین وتلسکوپ دنبال ستاره قطب شمال می گردند .  بی هیچ اجازه عاشق می شوند ، توقع می کنند ، در خواست می کنند و هزار جور چیز دیگر ........ برای چه آمده بودیم ، چه شد !!!

      دوست بی طرفی می گفت  _ شایدم دشمن بی طرف ، چه می دانم ؟!_  همه ی لذت ها مادی و فیزیکی نیست ، گاهی از یک نوشته ، از یک عنوان ، تیتر ................ باورش برایم سخت است !!!

.

      وبلاگم سرفه می کند و وصیت می کند  _ حالش خیلی بد است _ می گوید : همیشه از اینکه اسباب لذت کسی بوده باشد ، متنفر بوده است  !!! ، وبلاگم گریه می کند و یقه ی من را می گیرد و  می گوید : تو بگو ، قالبم  بَزَک داشته است ؟! ،  حرف هایم تحریک آمیز بوده است ، ذهنیتم خراب بوده است ؟، خیر خواهی ام موجب سوء تفاهم شده است ؟ ........ . سرفه می کند ، شربت در حلقش می چکانم ، آرامش می کنم ، تقصیر تو نبوده ،  خیلی چیزها ناخواسته اتفاق می افتد ، هرکسی _طبق معمول _ از ظن خودش شد یار تو !

حالا عیب ندارد ، حالت که خوب شد ، دوباره بنویس ، مثل همیشه ، وقتی طنز می نویسی همه کیف می کنند، اصلا زبونت بامزه است ، دلت می اید دیگر افاضه ی فضل نکنی ؟!!!!  اصلا مگه یادت رفت ، اونهمه تعهد ، والنجم اذا هدی ، قسم به ستاره ای که راهنما شد ! ، راهنمایی ، روانشناسی ، مشاوره ، ........به این زودی فراموش کردی !! ، برای چی اومده بودی ؟؟ تازه همه ی دوستات به اسم ستاره می شناسنت ! دیگه اسمت ، رو زبونشون نمی چرخه ، می خوای بگی همه چی تموم شد !!!

       خودش را در رختخواب رها می کند و با حالی زار می گوید ، تو خیلی همه چیز رو جدی گرفته ای ، دنیا همه چیزش بازیچه است ، اینکه بازیچه اندر بازیچه است  ! چه توقع ها از من داری ، من از همان اول کم آوردم ، حال که به هیچیک از اهدافم نرسیدم ، اقلا بساط  هوی را جمع کنم ، اینطوری خیلی بهتر است !

.

 خرداد ماه بود که به دنیا آمدم ، همان روزها بمیرم ، رمانتیک تراست .... تو هم انقدر آن شربت رو در حلق من نریز ، من مردنی ام !    به دوستان بگو حلال کنند .....

برای شفای وبلاگ منظور _دیگر _ دعا نفرمائید !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:12  توسط ستاره قطبی  | 

123.jpg

 

      عاشق گل بودم ، از همون اول .....  به کسی نگفتم،  اما انگار که رنگ رخساره خبر دهد از سر درون همه  می فهمیدن که از دیدن گل به طرز جنون آمیزی به وجد می آیم ، اصلا می دونی چیه ، رمز دیوونگی من تو رز نهفته است . یه جورایی می شه گفت  رز اعجاز می کنه تو روح من ! اصلا ویژگی رز سوای از گل های دیگه است ..... مخصوصا رز زززززززرد .

     دوساله هر همسایه ای رد می شه ، من رو در حال بیل زدن و هرس کردن و آب دادن می بینه ! عصر ها که روی گل ها و موزائیک های حیاط آب می پاشم ، انقدر کودک درونم به وجد میاد که می خوام روی خودمم آب بپاشم ............... یک عالمه تلاش کردم تا چند تا رز زیبا به عمل بیارم ،به عمل اومد ، اونم زیاد ، اما نشد اون رز زردی که می خواستم، خدایا کی می تونه مثل اون روزی که تو هدیه می دی بهم، عمل بیاره ؟!

 .

با هر گلی که می دی ، خبر نداری  چه ها می کنی . به جان خودم خبر نداری ، این تن بمیرد خبر نداری . ملودی می سازی و می نوازی با تارهای دل ، می لرزانی  این مویرگ های بد مصب را ،  چنگ می زنی و مست می کنی ، ریش می کنی ، خنج می زنی ، شات دوان می کنی ، پودر می کنی .... نمی دانی چه ها می کنی ، می گویم نمی دانی نگو نه !!!!

.

باز بنواز ، باز بنواز که عجیب دلمان هوائیست و دلمان لَه لَه  یک شاخه رز ِ زرد ِ جنون آمیز کرده است ! گل را بده و برو ، ما قول می دهیم تا  سه روز بیشتر در کما نمانیم  ! عین سه روز را با چشمان بسته  دل به موسیقی می سپاریم ، _مختاباد بشنود هنگ می کند _.خدایا در این روزهای آخری بیا و یه حالی به جمع بده،

بیا و بنواز این سبک کلاسیک ِ پست مدرن ِ معجون صفت ِ عشق رو

.....

بیا و در طنین  وسعت عشقت مرا بار دگر حل کن  ،

 صدایم کن ،

 که با موج صدایت نبض من  ، همچون قناری شعر می خواند

که می خواهم بگویم من بدی کردم  ، شکستم ماه خود را ، آسمانت را

ببخش و ماه من شو

آسمان دل ندارد بی تو لطفی ، ماهتابم شو

که شبها محو تو گردم

صدایم کن. _این تن بمیرد صدایم کن_ !!!.......

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 20:17  توسط ستاره قطبی  | 

فوق برنامه 1 :  سنیوره هم استعفا داد ،  میشل سلیمان هم رئیس جمهور شد .  نخست وزیر هم که با رای مجلس انتخاب می شود .  این  یعنی ( 3_0 ) به نفع حزب الله !!! بزن زنگو !

یه عکسی از پوستر میشل سلیمان دیدم ، که مُرددم بذارمش یا نه ؟؟!! . ولی کاش منم میشل سلیمان بودم !

فوق برنامه 2 : دم رهبرم گرم که اینهمه زندانی آزاد کرد. اصلا کاش من زندانی بودم !

فوق برنامه  3 : ربطی به الان نداره  خیلی وقته  تو دلم مونده به کروبی  بگم . " دلفین جد و آبادته !!!"

فوق برنامه 4 :  چیه ؟ .. چی می گی ؟؟  چرا وایستادی بِر و بِر منو نگاه می کنی ، بزن کنار بذار باد بیاد جوجه !!

فوق برنامه 5 : شیوه چشمت طریق جنگ داشت ، ما ندانستیم و صلح انگاشتیم !  " چه خر بودیم پس !"

فوق برنامه 6: هند هم  واسه ی ما شاخ شده !!!!دستور شورای امنیت اجرا می کنه واسه ی ما !!! آدم نمی دونه چی بگه !!! کاش من هند نبودم !

فوق برنامه 7 : خبرمون چند روز رفتیم رامسر مخمون هوا بخوره . معلوم نیست کی  به گوش بقیه همچین کذبی رو رسونده که ما آدم خلاقی هستیم !!! اونهم در امر تیتر زدن و سر تیتر زدن و عنوان و اسم و رسم همایش و فلان سمینار و لوگوی فلان مسابقه و .......

ما تو هرچیز خلاق باشیم ، تو این زمینه استعداد که چه عرض کنم ، نیمچه مهارت هم نداریم!!!

وسط نهار و خواب و بیداری و فیلم و کتاب و ..... مدام زنگ می زدند اسم می خواستند !! همه هم اولش می گن : "چون تو آدم خلاقی هستی !!" . ای تو روحتون ، من اگه می تونستم اسم مناسب انتخاب کنم ، برای پست قبلی ایم عنوان می ذاشتم !!  

فوق برنامه8: فوق برنامه ۸ رو ، می ریزم به حساب بیا ببر !

فوق برنامه 9 : (مخاطب خاص دارد) بابت دعاهایی که کردی خیلی ممنونم .

فوق برنامه ۱۰ : دو دقیقه نمی ذارن راحت زندگی کنی ! سنیوره نخست وزیر شد !! فعلا ۱ـ۳ !

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 18:41  توسط ستاره قطبی  |