رسیدن به تعالی یا بستنی !!!

ایگو : مدتیه می خوام یه چیزی رو بهت بگم
سوپر ایگو : بگو گوش می دم
ایگو : مدتیه خیلی به من گیر می دی
سوپر ایگو : خب من کاری جز گیر دادن بلد نیستم
ایگو : می دونم ولی یه مدتیه که شورشو در آوردی .......
سوپر ایگو : با رفتی سراغ بحث های قدیمی ، ما راجع به این موضوع ها یه بار با هم بحث کرده بودیم ...
ایگو: آره ، ولی قرار نبود دیگه انقدر زیاده روی کنی
سوپر : من زیاده روی نکردم ، ولی چون دوستت داشتم ، می خواستم ازت یه انسان بسازم .
ایگو : ولی تو داری این انسان و نابود می کنی ، هرچه قدر من عقب نشینی می کنم تو جلوتر میای !
سوپر : خب خاصیت من اینه ، تو چه توقعی از من داری . من سوپر ایگوام !! سیب زمینی که نیستم. نمی تونم هرچیزی رو ببینم و ازش بگذرم . مگر اینکه ..........
ایگو : مگر اینکه چی ؟
سوپر : مگر اینکه تو ، به زور بخوای به من قرص خواب بدی ، تو که نمی خوای همچین کاری بکنی ؟
ایگو : نه ،ولی محض رضای خدا ملاحظه منم بکن ،منم یه آدمم مثل همه آدما تو از من چه توقعی داری؟
سوپر : توقع درستی ! توقع رشد ! توقع کمال !
ایگو : آره ، ولی هر ایگویی ممکنه ، چیزی رو طلب کنه که سوپر ایگو مخالف اون باشه .
سوپر : ولی خب گاهی وقتا آدم باید پا رونفسش بذاره
ایگو : خب چی می شه هردوتاشو با هم داشته باشه
سوپر:خب اونوقت دیگه رشد نمی کنه، اصلا امتحان اصلی همین جاست!
رسیدن به خواسته ها یا رضایت سوپر ایگو؟؟؟؟!!!!
ایگو : خب البته رضایت سوپر ایگو !
سوپر ایگو : خب پس انقدر نق نزن و بهونه بستنی نگیر ، راه بیافت !!!!
بازیگران : ایگو ( منِ واقعی یا حقیقی ) . سوپر ایگو (وجدانیات و منِ اخلاقی )