فقط یک گام دیگر مانده تا پای بلند دار

کمی آهسته تر شاید .........نه ، محکم تر قدم بردار

به شدت خسته ام از خود ،به سختی خسته ام از تو

بیا ای جان بی ارزش، بیا دست از سرم بردار

خدا می داند ای مردم ، دلم چون ساقه ی گندم

نمی رقصد به جز با گل ، نمی میرد مگر با خار

نه با جن نسبتی دارم ، نه از اقوام انسانم

مرا از من بگیر و دست موجودی دگر بسپار

خودت بنشین قضاوت کن ، اگر تو جای من بودی

چه می گفتی به این مردم ، چه می کردی به این دیوار

خدایا گرچه کفر است این ، ولی یک شب از این شبها

فقط یک لحظه ، یک لحظه خودت را جای من بگذار

*خدایا اگه امتحان پایان ترم داشتی ، چی کار می کردی؟؟؟؟؟