سفر.......
یه مدتیه فکرم خیلی خسته شده . از همه چی ،و از همه کس ، حتی از خودم ، شبهای امتحان آرزو داشتم الان لب دریا بودم و تا ساعت ها به غروب نگاه می کردم ُ گرچه که خیلی دلگیره .
چهار ـ پنج روز می رم با خودم خلوت کنم ، کنار دریا ، با خدا ، با مرغای دریایی ، با غروب خورشید .... می رم پیش دختر خالم (توی نور درس می خونه ) یه سفر کاملا مرغی !!!!!![]()
به یاد همتون هستم . پس تا آخر هفته منتظر مطلب جدیدی نباشید .( گرچه که زیادم نبودید !!!!)
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۵ ساعت 12:43 توسط ستاره قطبی
|